نرم افزار تقسیمات کشوری
منبع: سایت بابا آب داد
منبع: سایت بابا آب داد
خسته نباشید
فردا ۰۴/۰۴/۱۳۹۱ روزی است که نیروهای ابتدایی منطقه بن رود اصفهان تقسیم می شوند و من امسال دیگر در این تقسیم حضور نخواهم داشت
ای کاش
امروز ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ ابلاغم تمام شد و معلوم نیست که سال آینده در آموزش و پرور ش باشم در سال ۱۳۸۹ به عنوان سرباز معلم وارد آموزش و پرورش شدم و در دبستان ایمان بزم تدریس کردم و در سال ۱۳۹۰ هم در دبستان مقداد باقرآباد مشغول به تدریس بودم و آز آذر ۱۳۹۰ به صورت حق التدریس آزاد در آمدم و تا آخر خرداد یعنی امروز در آموزش و ژرورش بودم دعا کنید سال آینده بتوانم در آموزش و پرورش حضور داشته باشم ....
یه گردش مجازی اونم تو برج میلاد
بدنیست به آدرس زیر برین و یه گردش قشنگ رو تجربه کنین .
به انتظار و امیدی نشسته ام که بیائی
بیائی و گره از کار بسته ام بگشائی
دلم گرفته ازین جمعه های خلوت و غمگین
دلم گرفته ازین لحظه های تلخ جدائی
غبار آمدنت را ندید قطره ی اشکی
اشاره ای به ظهورت نکرد دست دعائی
اللهم عجل لولیک الفرج
دانی که انتظار تو با ما چه میکند؟
توفان ببین به پهنه دریا چه میکند
آشفته ام چو موج به دریای زندگی
آشفتگی ببین به دل ما، چه میکند
یکدم بپرس این همه غم این همه بلا
در خاطر شکسته زغم ها چه میکند
دور از بهار روی تو بی برگ مانده ام
بی برگ و بار مانده به دنیا چه میکند؟
بنشین ز راه لطف دمی در کنار دل
آخر بپرس این دل تنها چه میکند
ظهور امام زمان صلوات
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند. چون گرمای وجود دیگری مهمتر است و این چنین توانستند زنده بمانند.
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنار آید و محاسن آنانرا تحسین نماید.
. آیا می دانستید که در سوئد سالیانه از ۹ میلیون جمعیتی که دارد فقط ۱۷۰۰ نفر می میرند.
. آیا می دانستیدایران به سی کشور جهان تسهیلات نظامی صادر می کند.
. آیا می دانستیدکه تقریبا ۶۵ درصدوزن انسان را اکسیزن تشکیل می دهد.
آیا می دانستید لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد.
. آیا می دانستید درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است.
. آیا می دانستید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می افتند.
. آیا می دانستید هر انسانی در طول زندگی اش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می خورد.
آیا می دانستید هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی شود.
. آیا می دانستید تا زمانی که غذا با بزاق مخلوط نشود، مزه اش احساس نمی گردد.
. آیا می دانستید گاونر کوررنگ است و فقط به حرکت شنلی که گاوباز در جلوی او تکان می دهد حساس است. دیگر فرقی نمی کند شنل چه رنگی باشد.
. آیا می دانستید قدرت بینایی جغد هشتاد و دو برابر انسان است.
. آیا می دانستید فقط قورباغه های نر قورقور می کنند.
. آیا می دانستید لایه ی اوزون فقط به اندازه دو سکه ی روی هم ضخامت دارد.
. آیا می دانستید رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست.
. آیا می دانستید قرنیه ی چشم انسان خون ندارد.
. آیا می دانستید هر تکه کاغذ را بیش از 9 بار نمی توان تا کرد.
. آیا می دانستید وقتی عطسه می کنید قلب شما به اندازه یک میلیونیم ثانیه می ایستد.
. آیا می دانستید تنها غذایی که فاسد نمی شود عسل است.
. آیا می دانستید حلزون می تواند سه سال بخوابد.
. آیا می دانستید فیل ها قادر به پریدن نیستند.
. آیا می دانستید شن خیس از شن خشک سبکتر است.
. آیا می دانستید شش چپ ، اندکی از شش راست کوچک تر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید.
. آیا می دانستید تعداد سلولهای گیرنده بویایی در سگهای معمولی ، یک میلیارد و در سگ های شکاری،۴ میلیارد عدد است .
. آیا می دانستید رشد کودک در بهار بیشتر است.
. آیا می دانستید حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.
. آیا می دانستید در تمام وجود شما بیش از یک مشت گچ (کلسیم) وجود دارد.
. آیا می دانستید که به طور متوسط شما روزی ۵۰۰۰ کلمه صحبت می کنید که۸۰% آن با خودتان است!
. آیا می دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است.
. آیا می دانستید مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است.
. آیا می دانستید جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون است.
. آیا می دانستید یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان در اختیار دارد.
. آیا می دانستید ۳۵۰ هزار نوع کفشدوزک در جهان وجود دارد.
. آیا می دانستید نوشابه های زرد رنگ ، زیان بارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند.
. آیا می دانستید که گوش و بینی درتمام طول عمر انسان در حال رشد می باشند و
بزرگ تر می شوند.
. آیا می دانستید که آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست می باشد.
. آیا می دانستید که اولین مردمانی که نخ را کشف کردند و موفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.
. آیا می دانستید که بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیق ترین نقطه آن به ۴۳۳۰ متر می رسد.
. آیا می دانستید که فقط پشه ماده نیش می زند و از پروتین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده می کند.
. آیا می دانستید که بیشتر هواپیماها صندلی شماره ۱۳ را ندارند.
. آیا می دانستید که اثر سیب در بیدار نگهداشتن افراد در شب بیشتر از قهوه و کافین است.
. آیا می دانستید که ۵۵ درصد سوانح هوایی در زمان نشستن هواپیما و۳۰ درصد در
هنگام برخاستن هواپیما رخ می دهد.
. آیا می دانستید که در تایوان بشقاب های گندمی درست می شود و افراد بعد از خوردن
غذا بشقاب های شان را هم می خورند.
. آیا می دانستید که در ایران سالانه ۲۸ هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از
دست می دهند. این آامار در جهان یک میلیون دویست هزار نفر می باشد که نود در
صد آن مربوط به کشورهای جهان سوم می باشد.
. آیا می دانستید که در هر دقیقه نسل یک موجود زنده در جهان منقرض می شود.
. آیا می دانستید که مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند.
آیا می دانستید که رشد تعداد ماشین ها در جهان سه برابر رشد جمعیت انسان هاست.
. آیا می دانستید که از جمعیت ۶ میلیاردی جهان 5/1 میلیارد نفر ازآب آشامیدنی محرومند و 6/1 میلیارد نفر به برق دسترسی ندارند.
. آیا می دانستید که سرطان سینه چنانچه در مراحل اولیه باشد حتی با ماموگرافی
نمی توان پی به وجود آن برد ، مگر این که چند سال از رشدآن گذشته باشد؟ بد نیست
بدانید مصرف لیمو ترش از ابتلا به بیماری سرطان سینه جلوگیری می کند.
. آیا می دانستید که هر ۱۳ دقیقه یک کتاب جدید در امریکا منتشر می شود؟
. آیا می دانستید که حد متوسط مطالعه کتاب در بین ایرانیان ۳ دقیقه در سال است.
. آیا می دانستید صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.
. آیا می دانستید که خوک ها به دلیل فیزیک بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند؟
. آیا می دانستید که فندک قبل از کبریت اختراع شد؟
. آیا می دانستید که سالانه ۴ هزار نفر غیر سیگاری در اثر همنشینی با افراد سیگاری به سرطان ریه مبتلا شده و جان می سپرند؟
. آیا می دانستید که در زیمبابوه از هر ۵ نفر یکی مبتلا به بیماری ایدز است؟
منبع:http://keshtpoor42.blogfa.com/
الو؟
منزل خداست؟
این منم مزاحمی که آشناست
هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است
ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست
شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است
به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟
الو ....
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟
چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر
صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم
شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم
پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست
الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست
منبع:http://dasturani.blogfa.com
۱- آنچه تو سالها صرف ساختنش مي كني، شخصي مي تواند يك شبه آن را خراب كند،با اين حال سازنده باش.
۲- هنگامي که دري از خوشبختي به روي ما بسته مي شود، در ديگري باز مي شود ولي ما اغلب چنان به در بسته چشم مي دوزيم که درهاي باز را نمي بينيم!
۳- انسان هيچ وقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است.
۴- درباره درخت، بر اساس ميوهاش قضاوت كنيد، نه بر اساس برگهايش.
۵- خداوند به هر پرندهاي دانهاي ميدهد، ولي آن را داخل لانهاش نمياندازد.
۶- آنقدر شكست خوردن را تجربه كنيد تا راه شكست دادن را بياموزيد.
۷- هنر است دوباره سئوال كني، تا اينكه يك بار راه را اشتباه بروي.
۸- كسي كه در آفتاب زحمت كشيده، حق دارد در سايه استراحت كند.
۹- اگر هر روز راهت را عوض كني، هرگز به مقصد نخواهي رسيد.
۱۰- در انديشه آنچه كرده اي مباش، در انديشه آنچه نكرده اي باش.
۱۱- در جواني آنگاه که رؤياهايمان با تمام قدرت در ما شعله ورند خيلي شجاعيم ولي هنوز راه مبارزه را نمي دانيم، وقتي پس از زحمات فراوان مبارزه را مي آموزيم ديگر شجاعت آن را نداريم.
۱۲- مردم آنچه را که تو در حق آنها انجام داده اي و يا از تو شنيده اند فراموش مي کنند، اما هرگز احساسي را که در دلشان بر انگيخته اي فراموش نمي کنند.
۱۳- شادترين افراد لزوما بهترين چيزها رو ندارند، آنها فقط از آنچه توي راهشون هست بهترين استفاده رو مي برند.
۱۴- کاش بياموزيم: وقتي کسي ما را آزار مي دهد،آنرا روي شنهاي صحرا بنويسيم تا بادهاي بخشش، آن را پاک کند ولي وقتي کسي محبتي درحق ما مي کند بايد آن را روي سنگ حک کنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از ياد ببرد .
۱۵-بدبختي تنها در باغچه اي که خودت کاشته اي مي رويد.
۱۶-صحبت كردن با بعضي افراد به آدمي روحيه اي تازه و انرژي خاصي مي دهد در عوض حرف زدن با بعضي ديگر آدمي را از زندگي كردن پشيمان مي سازد در انتخاب دوستان و هم صحبتان بايد دقت كرد.
۱۷-در زندگي افرادي هستند كه مثل قطار شهر بازي مي مانند. از بودن با آنها لذت مي بري ولي با آنها به جايي نمي رسي.
۱۸-هر وقت تو زندگي به يك در بزرگ که يك قفل بزرگ روش بود رسيدي، نترس و نااميد نشو چون اگر قرار بود در باز نشود جاش يه ديوار مي گذاشتند.
۱۹-براي اينکه بخواهي خودت باشي، ابتدا بايد کسي باشي.
۲۰-زندگي بيابان پر پيچ و خمي است که در آن تنها قطب نماي تو، ايمان است .
|
بدن شما به صورت روزانه، امواج الکترومغناطیسی دریافت میکند شما امواج الکترومغناطیس را مواقعی که از تجهیزات الکترونیکی استفاده میکنید و نمیتوانید هم کنار بگذارید، دریافت میکنید، همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یک ساعت هم خاموش نمیشود... شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیسی دریافت میکنید، به عبارت دیگر شما با امواج الکترو مغناطیسی شارژ میشوید بدون آنکه بفهمید ! سر درد دارید ! احساس ناراحتی میکنید تنبلی در کار و مکانهای مختلف بر شما غلبه میکند...
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر روی زمین، زمین امواج الکترومغناطیسی را تخلیه خواهد کرد این شبیه اتصال زمین به ساختمانهایی است که برخورد سیگتالهای الکتریکی مانند رعد و برق با آنها وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز میکند این است که ؛ بهترین راه که پیشانی تان را بر زمین بگذارید، حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیسی بهتر تخلیه خواهد شد و بیشتر تعجب خواهید کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده که مرکز زمین مکه است و کعبه درست وسط زمین است بنابراین سجده در نمازتان بهترین راه تخلیه سیگنالها از بدن است...! |
زنگ هنر بود.
معلّم گفت:موضوع نقاشی امروز آزاد است و هر کس هر چه دلش می خواهد می تواند بکشد.
همه شروع به نقش انداختن روی صفحه سفید دفترشان کردند. یکی درخت، یکی خانه،دیگری رود و رودخانه و دیگری ............
در این میان یکی از بچه ها فقط یک مستطیل خالی کشیده بود.
معلم با دیدن این نقاشی با پرخاش هر چه تمام به او حمله برد و بر سرش داد زد:"این چیه که کشیدی؟ خاک بر سرت"
اما دانش آموز ترسان و با لحن معصومانه و اشک بر چشم گفت:
"آ آ آ آ قا قا اق آقا آقا اجازه این مرقد مادرمه که دیروز با پدرم به دیدنش رفته بودیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!"
از لحاظ روانشناسی همه ی خط هایی که دانش آموز بر لوح سفید می کشد برای خود معنا و مفهوم دارد.
به نظر شما معلم چگونه با وی سخن می گفت بهتر بود؟
منبع:یاد آوران 90
من گاو هستم!!!
در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم. قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند. هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همکاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود. در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:
با خانم... دبیر کلاس دومی ها کار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سوال هایی بکنم.
از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت: من گاو هستم !
خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند. تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درمیان گذاشتم. یکه خورد و گفت، ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمی فهمم... از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم: اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد.
خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت. مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: من گاو هستم!
خواهش می کنم، ولی... شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید...دبیر ما به لکنت افتاد و گفت، آخه، می دونید...
بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم. ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم.خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.
گفت و شنود آن ها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.
در کنار مشخصاتی هم چون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:
گام اول :
با رسم یک دایره شروع می کنیم.
گام دوم :
طرح های روی توپ را رسم می کنیم.
گام سوم :
دایره را پر رنگ کرده و خط وسط دایره را پاک کنید.
گام چهارم :
رنگ آمیزی کنید.
منبع : www.ninipaint.com
منبعی که من مطلب برداشتم:دانلود سوالات ابتدایی
غبار از خاطر آیینه افلاک برخیزد
اگر در جلوه آری گوهر پاک و جودت را
صدف از دامن دریا گریبان چاک برخیزد
گل شوق تو را در دیده می کارم،مگر امشب
دل از خواب گران آرزو چالاک برخیزد
اگر پا در رکاب آری به پابوس سمند تو
هزاران لاله خونین جگر از خاک برخیزد
ببار ای دیده امشب قطره قطره اشک بر دامن
که از دل شعله شعله آه آتشناک برخیزد
به هنگام ظهور تو، تو ای خورشید نورانی
به پیش پای تو چون خاکیان ز افلاک برخیزد
مگر حرف مرا تکرار سازد ای گل نرگس
سخن با کوه می گویم کز او پژواک برخیزد
به شوق نرگس مست تو ای مهر جهان آرا
بسی گل نغمه مستی ز نای تاک برخیزد
امروز می خوام اسم دانش آموزای کلاس سوم و چهارم خودم بنوبسم
کلاس سوم
۱-امیر حسین احمدی
۲-علیرضا احمدی
۳-حسین احمدی
۴-حسین رضایی
۵-علیرضا رضایی
۶-علیرضا عرب زاده
۷-رقیه حبیبی
۸-فاطمه زهرا رضایی
۹-فاطمه احمدی
*****************************
کلاس چهارم
۱-علیرضا عباسی رسول
۲-علیرضا عباسی رضا
۳-علیرضا قاسمی
۴-علیرضا نظیفی
۵-فاطمه زهرا صادقی
۶-فاطمه حسینی
۷-فاطمه حبیبی مجید
۸-فاطمه حبیبی حسین
۹-زهرا سادات حسینی
۱۰-ندا پیکانی
خودمم علی حیدری معلم کلاس دو پایه سوم و چهارم مدرسه ایمان بزم در سال ۹۰-۱۳۸۹
با امید دیدن همه دانش آموزانم در سال تحصیلی آینده
|
در مسجد دوست بوى جان پیچیده ست |
|
انفاس خوشش به جمکران پیچیده ست |
|
امروز درین محفل روحانى ما |
|
عطر خوش صاحب الزمان پیچیده ست |
|
ما حلقه اگر بر در مقصود زدیم |
|
از بندگى حضرت معبود زدیم |
|
این التفات ما بدوست امروزى نیست |
|
یک عمر دم از مهدى موعود زدیم |
|
دیشب که رقم ز امر خدا مى کردند |
|
دلسوختگان ترا صدا مى کردند |
|
اى کاش که کاتبان قسمت امروز |
|
دیدار ترا قسمت ما مى کردند |
|
من چشم به خورشید و به نورش دارم |
|
در دل قبس از طور ظهورش دارم |
|
صد بار اگر بمیرم و خاک شوم |
|
باز آرزوى درک حضورش دارم |
|
اى دلشده اى که یار مهدى باشى |
|
یک عمر در انتظار مهدى باشى |
|
امروز درین جمع مشو غافل ازو |
|
شاید که تو در کنار مهدى باشى |
|
هر چند ره طلب بسى باریک ست |
|
و ایام فراقش چو شب تاریک ست |
|
خوش باش که از پرتو خورشید امید |
|
پیداست ظهور حضرتش نزدیک ست |
|
از غیب جمال سرمدى پیدا شد آئینه |
|
حسن ایزدى پیدا شد |
|
از گلشن عسکرى و باغ نرگس |
|
یک شاخه گل محمدى پیدا شد |
ناگهان يک صبح زيبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب ميلادت، اي غوغاترين!
حضرت حق نيز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بيايي، اي معمايي ترين!
بال هاي خويش را دست توسل کرده بود
منبع شعر:اموزگار
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود. چون هنوز چند ساعت
به پروازش باقي مانده بود، تصميم گرفت براي گذراندن وقت کتابي
خريداري کند. او يک بسته بيسکوئيت نيز خريد و بر روي يک صندلي
نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد.
مردي در کنارش نشسته بود و داشت روزنامه ميخواند. وقتي که او
نخستين بيسکوئيت را به دهان گذاشت، متوجه شد که مرد هم يک
بيسکوئيت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.
پيش خود فکر کرد : بهتر است ناراحت نشوم. شايد اشتباه کرده باشد.
ولي اين ماجرا تکرار شد. هر بار که او يک بيسکوئيت برميداشت، آن
مرد هم همين کار را ميکرد. اينکار او را حسابي عصباني کرده بود ولي
نميخواست واکنشي نشان دهد. وقتي که تنها يک بيسکوئيت باقي
مانده بود، پيش خود فکر کرد : حالا ببينم اين مرد بيادب چکار خواهد
کرد؟ مرد آخرين بيسکوئيت را نصف کرد و نصفش ديگرش را خورد. اين
ديگه خيلي پرروئي ميخواست! زن جوان حسابي عصباني شده بود.
در اين هنگام بلندگوي فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به
هواپيماست. آن زن کتابش را بست، چيزهايش را جمع و جور کرد و با
نگاه تندي که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام
شده رفت. وقتي داخل هواپيما روي صندلياش نشست، دستش را
داخل ساکش کرد تا عينکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال
تعجب ديد که جعبه بيسکوئيتش آنجاست، باز نشده و دست نخورده!
خيلي شرمنده شد! از خودش بدش آمد ... يادش رفته بود که
بيسکوئيتي که خريده بود را داخل ساکش گذاشته بود. آن مرد
بيسکوئيتهايش را با او تقسيم کرده بود، بدون آن که عصباني و
برآشفته شده باشد! در صورتي که خودش آن موقع که فکر ميکرد آن
مرد دارد از بيسکوئيتهايش ميخورد خيلي عصباني شده بود. و
متاسفانه ديگر زماني براي توضيح رفتارش و يا معذرتخواهي نبود.
هميشه به ياد داشته باشيم كه چهار چيز است که نميتوان آنها را
دوباره بازگرداند :
1. سنگ ........ پس از رها کردن!
2. سخن ............. پس از گفتن!
3. موقعيت ... پس از پايان يافتن!
4. و زمان ........ پس از گذشتن!
منبع:یاد اوران 90
...
چرا سراغی از این جمعه ها نمی گیری؟
مسافری که هنوز و همیشه در راهی!
کجای راه سفر مانده ای به این دیری؟
به پیشواز تو آغوش زندگی جان داد
بیا پیاده شو از این قطار تأخیری...
چقدر پیر شدی روی گونه هایم اشک!
تو سال هاست که از چشم من سرازیر...
چقدر ماندی در بند انتظار ای دل!
شدی شبیه دیوانگان زنجیری...
چقدر شاعر مفلوک! قلبت از سنگ است
چطور از غم دوری او نمی میری...